كاش دل آدم ها يه پورت يو اس بي داشت ، اونوقت مي شد بعضي وقت ها مثل الان من ، كه آدم انقدر حرف داره كه هر چي بگه و هر چي بنويسه ، بازم تموم نميشه ، همه چي رو كات و پيست كرد!
قسم به بوسه آخر ،قسم به تيرخلاص
قسم به خون شقايق ،نشسته بر تن داس
قسم به آتش پنهان ،به زير خاكستر
قسم به ناله مادر ، قسم به بغض پدر
قسم به مشت برادر ،قسم به خشم رفيق
قسم به شعله كبريت و قسم به خواب پليد
قسم به بال پرستو، به عطر فروردين
قسم به نبض ترانه، قسم به خاك زمين
كه خون بهاي تو خون سياه جلاد است
سكوت دامنه در انتظار فرياد است
كه خون بهاي تو اتمام اين زمستان است
طنين نام تو در ذهن هر بيابان است
كليپ اين آهنگ كه به مناسبت چهلم شهداي جنبش سبز ساخته شده خيلي قشنگ و تاثيرگذاره، حتما ببينيد
اين پست رو از مطالب سردمدار خوندم، اما چون امروز وظيفه همه ما اطلاع رسانيه به نظرم تا جايي كه بتونيم بايد اين اخبار رو منتشر كينم ، شايد كساني كه نمي دونند اتفاقي هم شده ، يه ذره باخبر بشن كه چي داره بر ما مي گذره. بنابراين اينجا هم نقلش مي كنم :
بخشی از شروطی که مامورین وزارت اطلاعات در تعهد ها نوشته اند به قرار زیر می باشد:
١- مراسم بي سر و صدا و فقط با حضور افراد نزدیك خانواده صورت بگیرد
٢- در مراسم هیچ گونه شعار و تبلیغ علیه حكومت و سخنراني انجام نشود.
٣- در مراسم و روي سنگ قبر علت مرگ نوشته نشود.
مامورین وزارت اطلاعات تلاش گسترده ای را بکار می برند تا از انتشار اسامی و عکس جان باختگان جلوگیری کنند. آنها حداکثر فشار را بر روی خانواده های قربانیان بکار می برند تا بتوانند جنایت مرتکب شده را بپوشانند و مردم ایران و جهانیان وبخصوص سازمانهای حقوق بشری از آن بی اطلاع بمانند.
علیرغم تهدیدات و فشارهای مامورین وزارت اطلاعات اسامی این اسامی تاکنون به همت برخی از خانواده ها و فعالین دفاع ازآزادی و حقوق انسانی تهیه شده است. همینجا ما همه مردم ایران را فرا میخوانیم تا در تهیه اسامی و عکسهای کلیه جان باختگانرویدادهای اخیر به هر شکل ممکن ما را یاری دهند. برای تماس و ارائه اطلاعات بیشتر لطفا با فرشاد حسینی تماس بگیرید. (farshadhoseini@yahoo.com, 0031633602627)
اسامی و اطلاعات بدست آمده از جان باختگان در جریان اعتراضات مردمی در روز شنبه ٣٠ خرداد ١٣٨٨
١- ندا صالحی آقا سلطان، در محلهٔ امیر آباد تهران به ضرب گلوله کشته شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان سپردن وی بازتابهایفراوانی در رسانه های جهان به دنبال داشت. محل دفن: بهشت زهرا قطعه ٢۵٧ ردیف ۴١ شماره٣٢
٢- اشکان سهرابی، ١٨ ساله،دانش آموز(پشت کنکوری)، محل فوت : تقاطع بوستان سعدی و رودکی (سلسبیل). وی به گواه شاهدان توسط نیروهای لباس شخصی در حین تظاهرات علیه جمهوری اسلامی به ضرب گلوله به قتل رسید. محل دفن: قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا ردیف ۵٠ شماره ١٩
٣- بهمن جنابی ٢٠ ساله، شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ. وی به گواه شاهدان توسط نیروهای لباس شخصی در حین تظاهرات علیه جمهوری اسلامی به ضرب گلوله به قتل رسید.
۴- حسین طهماسبی جوان ٢۵ ساله می باشد كه در جریان تجمعات اعتراضی روز دوشنبه ٢۵ خرداد ماه درخیابان نوبهار كرمانشاه مورد حمله ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به قتل رسیده است. حسین طهماسبی بر اثر ضربات متعدد باتوم و اصابت این ضربات به سر توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی کشته شد.
۵- کیانوش آسا، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران بود. او در جریان تظاهرات روز دوشنبه ٢۵ خرداد ١٣٨٨ در میدان آزادی تهران ناپدید شد و روز ٣ تیر ماه ١٣٨٨ در حالیکه تمام بدن او به علت ضربه های باتوم کبود شده بود، در سردخانه پزشکی قانونی تهران توسط خانواده اش شناسایی شد. پیکر کیانوش در شهر کرمانشاه به خاک سپرده شد. مراسمی به مناسبت یادبود این جان باخته در دانشگاه علم و صنعت ایران در ٧ تیر با وجود تهدید گسترده مسئولان دانشگاه و وزارت اطلاعات برگزار شد.
۶- مهدی کرمی، ٢۵ ساله که در ٢۵ خرداد در تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی در اثر اصابت گلوله به گلو.
٧- مصطفی غنیان دانشجوی مهندسی دانشگاه شریف که با تیراندازی نیروهای بسیج به قتل رسید. دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران. شب دوشنبه ٢۵ خرداد کوی دانشگاه تهران. محل دفن: مشهد
٨- ناصر امیر نژاد (متولد: ١٣۶٢ - درگذشت: ٢۵ خرداد ١٣٨٨ ، تهران ) دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا بود که در جریان راهپیمایی مردم تهران در میدان آزادی(در ابتدای خیابان محمد علی جناح در تیراندازی از ساختمان بسیج) در ٢۵ خرداد ١٣٨٨ کشته شد. پیکراین دانشجو در ٢٩ خرداد ١٣٨٨ در یاسوج تشیع و به خاک سپرده شد.
٩- محمد حسین برزگر ٢۵ ساله، دیپلم شغل آزاد به دلیل اصابت گلوله به سر در تاریخ چهارشنبه ٢٧ خرداد در میدان هفت تیر و در یكشنبه ٣١ خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه ٣٠٢ به خاك سپرده شد.
١٠ - سید رضا طباطبایي ٣٠ ساله لیسانس حسابداري ، كارمند به دلیل اصابت گلوله به سر در ٣٠ خرداد در خیابان آذربایجان جان باخت و چهارشنبه ٣ تیربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد.
١١ - ایمان هاشمي ٢٧ ساله شغل آزاد به دلیل اصابت گلوله به چشم شنبه ٣٠ خرداد در خیابان آزادي جان باخت و چهارشنبه ٣ تیر در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد.
١٢ - پریسا كلي ٢۵ ساله فارغ التحصیل رشته ادبیات به دلیل اصابت گلوله به گردن در یكشنبه ٣١ خرداد در بلوار كشاورزجان باخت و سه شنبه ٢ تیر در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد
١٣ - محسن حدادي ٢۴ ساله طراح برنامه هاي كامپیوتري شنبه ٣٠ خرداد به دلیل اصابت گلوله بر پیشاني در خیابان نصرت جان باخت و سه شنبه ٢ تیر در قطعه ٢۶٢ به خاك سپرده شد.
١۴ - محمد نیكزادي ٢٢ ساله فارغ التحصیل عمران در سه شنبه ٢۶ خرداد به دلیل اصابت گلوله به سینه در میدان ونك جان باخت و شنبه ٣٠ خرداد در قطعه ٢۵٧ به خاك سپرده شد.
١۵ - علي شاهدي ٢۴ ساله بعد از دستگیري و انتقال به كلانتري در تهرانپارس یكشنبه ٣١ خرداد به دلایل نامعلوم در كلانتري جان باخت پزشكي قانوني علت مرگ وي را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري جان باخته است. وي ۴ تیردر قطعه ٢۵٧ به خاك سپرده شد.
١۶ - واحد اكبري ٣۴ ساله شغل ازاد و متاهل داراي یك دختر ٣ ساله در شنبه ٣٠ خرداد به دلیل اصابت گلوله به پهلو در خیابان ونك جان باخت و سه شنبه ٢ تیر در قطعه ٢۶١ به خاك سپرده شد.
١٧ - ابوالفضل عبدالهي ٢١ ساله فوق دیپلم برق ٣٠ خرداد در مقابل دانشگاه صنعتي شریف به دلیل اصابت گلوله به پشت سرجان باخت و سه شنبه ٢ تیر در قطعه ٢۴٨ به خاك سپرده شد.
١٨ - سالار طهماسبي ٢٧ ساله دانشجوي كارشناسي مدیریت بازرگاني رشت شنبه ٣٠ خرداد در خیابان جمهوري به دلیل اصابت گلوله به پیشاني جان باخت ودوشنبه ٢ تیر در قطعه ٢۵۴ به خاك سپرده شد.
١٩ - فهیمه سلحشور ٢۵ ساله دیپلم یكشنبه ٢۴ خرداد به دلیل اصابت باتوم به سر و خونریزي داخلي در میدان ولي عصر بعداز انتقال به بیمارستان در تاریخ ٢۵ خرداد جان باخت و ٢٧ خرداد در قطعه ٢۶۶ به خاك سپرده شد.
٢٠ - وحید رضا طباطبایي ٢٩ ساله لیسانس زبان انگلیسي چهارشنبه ٣ تیر در بهارستان به دلیل اصابت گلوله به سر جان باخت و ۶ تیر در قطعه ٣٠٨ به خاك سپرده شد.
٢١ - فرزاد جشنی جوانی ایلامی فرزند سید جعفر، اهل شهرستان آبدانان ایلام، که برای امرار معاش در تهران به سر می برده است، در اثر حمله ی نیروهای رژیم جان خود را از دست داد. پیکر فرزاد با تدابیر امنیتی و با جلوگیری از اطلاع رسانی، در١٩ ماه ژوئن، در شهر آبدانان به خاک سپرده شد.
٢٢ - شلیر خِضری، دانشجو، اهل شهر پیرانشهر، روز ١۶ ماه ژوئن، به هنگام حمله و یورش نیروهای رژیم به دانشگاه تهران، جان خود را از دست داده است. پیکر شلیر در شهر پیرانشهر، از سوی خانواده اش به خاک سپرده می شود.
٢٣ - یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تئاتر در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، روز چهارم تیر ماه توسط نیروهای بسیج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بیمارستان لقمان انتقال یافت اما به رغم تلاش پزشکان برای جان وی، در نهایت دچار مرگ مغزی شد و به شهادت رسید. یعقوب بروایه فرزند دوم یک خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تیرماه ١٣۶١ بوده و درهنگام مرگ تنها ٢٧ سال سن داشت.به نوشته برخی سایت های خبری یعقوب بروایه که در کنترل کامل مامورین تحت مداوا قرار داشت، از این حادثه جان سالم به در نبرد. او تنها دقایقی پیش از مرگ چشم گشود، دستان مادرش را گرفت و زیر لب گفت: مادر من برای آزادی کشته شدم.... و چشم فروبست. گفته میشود ماموران امنیتی پیکر بی جان یعقوب را تحویل گرفتند وبه محل نامعلومی بردند و سرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد یعقوب به خاک سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند که از هرگونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری کنند.
٢۴ - کاوه علی پور، ١٩ ساله، شنبه ٣٠ خردادماه در تهران به قتل رسید. بنا به گزارش وال استریت ژورنال: حکومت برای پس دادن جنازه کاوه علی پور معادل ٣٠٠٠ دلار پول گلوله از خانواده اش خواسته است!
٢۵ - سعید عباسی فر گلچی، ٢۴ ساله، فروشنده کیف و کفش، کسبه ساکن خیابان رودکی (سرسبیل)، مجرد، هویت یکی دیگر ازجان باختگان اعتراضات روز شنبه در تهران است. سعید در خیابان رودکی تقاطع بوستان سعدی مقابل بانک پاسارگاد مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان میسپارد. وی کارگر کقش آرام در خیابان رودکی جنوب خیابان دامپزشکی بوده است ویدئویی از پیکر بی جان وی را اینجا مشاهده نمایید. در ٢٠ جون در خیابان رودکی به قتل رسید.
٢۶ - مبینا احترامی، دانشجوی بهبهانی دانشگاه تهران در جریان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه درشامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را از دست داد. بهبهان شنبه ٣٠ خرداد در سوگ مبینا نشست و خانواده داغدارش را یاری نمود. مادر مبینا دیروز در میان ضجه هایی جانسوز گناه کشته شدن عزیز خود را ازمسئولان می پرسید و از مردم می خواست نگذارند خون عزیزش اینگونه پایمال شود. منبع دفتر تحکیم وحدت
٢٧ - فاطمه براتی، در جریان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را ازدست داد. گفته میشود پیکر این دانشجویان بدون اطلاع به خانواده ایشان و مخفیانهدر گورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شدند. منبع دفتر تحکیم وحدت
٢٨ - کسری شرفی، در جریان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حملهوضرب و شتم قرار گرفته جان خود را از دست داد. گفته میشود پیکر این دانشجو بدون اطلاع به خانواده ایشان و مخفیانه درگورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است. منبع دفتر تحکیم وحدت
٢٩ - کامبیز شعاعی، در جریان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را از دست داد. گفته میشود پیکر این دانشجو بدون اطلاع به خانواده ایشان و مخفیانه درگورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است. منبع دفتر تحکیم وحدت
٣٠ - محسن ایمانی، در جریان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و در این بین جان خود را از دست داد. گفته میشود پیکر این دانشجو بدون اطلاع به خانواده ایشان ومخفیانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است. منبع دفتر تحکیم وحدت
٣١ - فاطمه رجب پور ٣٨ ساله که به اتفاق مادرش سرور برومند در جریان تیراندازی نیروهای نظامی به مردم در تاریخ ٢۵خردادماه در خیابان محمدعلی جناح جان باخت. پدر فاطمه ابراهیم رجب پور می گوید: به کمر و گلوی زن و دخترم تیر زده بودند. وقتی رسیدیم هردو غرق خون بودند. تشخیص پزشکان این است که در همان لحظه اصابت گلوله کشته شده اند.
٣٢ - سرور برومند ۵٨ ساله که به اتفاق دخترش فاطمه رجب پور در جریان تیراندازی نیروهای نظامی به مردم در تاریخ ٢۵خردادماه در خیابان محمدعلی جناح جان باخت. همسرش ابراهیم رجب پور می گوید: به کمر و گلوی زن و دخترم تیر زدهبودند. وقتی رسیدیم هردو غرق خون بودند. تشخیص پزشکان این است که در همان لحظه اصابت گلوله کشته شده اند.
٣٣ - علیرضا افتخاری، ٢۴ ساله خبرنگار ابرار اقتصادی. جسد علیرضا افتخاری، که در جریان جنبش اخیر مفقود شده بود؛ بعداز ٢۵ روز بی اطلاعی خانواده اش؛ روز دوشنبه ٢٢ تیر تحویل خانواده اش داده شده است.
٣۴ - احمد نعیم آبادی، او توسط قاتلان گردان ١١٧ عاشورا در میدان آزادی به ضرب گلوله به قتل رسید و جسد وی را روز٣١ خرداد به خانواده اش تحویل دادند.
٣۵ - نادر ناصری، ٣٠ خردادماه در خیابان خوش جان باخت، محل دفن بابل
٣۶ - مسعود خسروی، در ٢۵ خردادماه در میدان آزادی جان باخت، مدفون در بهشت زهرا
٣٧ - مسعود هاشم زاده، در ٣٠ خرداد ماه در تهران جان باخت، وی به همراه خانواده اش در منطقه ستارخان تهران زندگی میکردند و در همان محل نیز توسط شلیك مستقیم نیروهای نظامی جان باخت اما به علت اینکه به خانواده اجازه دفن در تهران را ندادند, خانواده مجبور به انتقال ایشان به روستای مادریشان در گیلان (روستای ولی آباد خشک بیجار )شدند.
٣٨ - ایمان نمازی دانشجوي رشته عمران دانشگاه تهران، ٢۵ خردادماه ، کوی دانشگاه
٣٩ - سالار قربانی پارام ، ٢٢ ساله، بود در تظاهراتهاي اخیر جان باخت. جمهوری اسلامی علت فوت را تصادف اعلام كرده است. پدر ایشان در میدان انقلاب جنب بانک رفاه مغازه لباس فروشی دارد. در میرداماد مراسمي براي بزرگداشت وی برگزارشد.
۴٠ - حسین طوفان پور درتظاهرات روز ٣٠ خرداد توسط نیروهای امنیتی در خیابان دستگیر شد. بر اساس اظهارات شاهدان عیني مزدوران ابتدا به شدت با چماق به دستش میزنند به شكلي كه دستش كاملا شكسته و از بدن آویزان میشود.سپس با گلوله به سرش شلیك كرده و این جوان را در این تظاهرات به قتل میرسانند. محل دفن حسین درقطعه ٢٣٣ بهشت زهرا ثبت شده است.از خانواده طوفان پور ٢۴ میلیون تومان پول تیر خواسته اند اما آنها قبول نكرده و به مزدوران گفته اند ما چنین پولي را پرداخت نمیكنیم هر جا خودتون خواستید دفن كنید.
۴١ - تینا سودی، دانشجو، روز شنبه ٣٠ خرداد توسط گلوله اي در میدان انقلاب به قتل میرسد. اما ماموران مزدور به خانواده سودی گفته اند كه اگر مي خواهید جسدش را بگیرید باید بگوئید كه با مرگ طبیعي مرده است.
۴٢ - حسین اخترزند، یکی ازجان باختگان حوادث اخیردراصفهان، محله مسجد لنبان، فردی به نام میباشد که مجردبوده است ودرعین حال نان آورخانواده وخواهران وبرادرانش بوده است.
۴٣ - جعفر بروایه، استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه تهران که برای شرکت در امتحانات به تهران رفته بود ٢٨ جون، ٧ تیر در تظاهرات میدان بهارستان شرکت میکند واز ناحیه سرمورد اصابت یک گلوله قرار میگیرد که بعداز آن به یکی از بیمارستانها ی تهران منتقل وقبل از رسیدن به بیمارستان جان می بازد. جسد وی توسط یکی از دوستان وی شناسایی وبه اهواز منتقل وتحویل خانواده وی شد. مراسم دفن جعفر در حضور نیروهای امنیتی رژیم انجام گرفت.
۴۴ - حمید مداح شورچه، دانشجوهمراه با گروهی در صحن مسجد گوهرشاد دست به تحصن زد که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. او در مدت بازداشت تحت شکنجه قرار گرفت تا در روز آزادی وی به دلیل شدت جراحات وارده جان سپرد.پزشکی قانونی علت مرگ وی را خونریزی مغزی اعلام کرده است. گفتنی است مراسم یادبود او روز یکشنبه ١۴ تیربرگزار شد.
۴۵ - مریم مهر آذین ٢۴ ساله در خیابان آزادی با شلیک گلوله جان باخت.
۴۶ - میلاد یزدان پناه ٣٠ سال در خیابان آزادی با شلیک گلوله جان باخت.
۴٧ - حامد بشارتی ٢۶ ساله در خیابان آزادی با شلیک گلوله جان باخت.
۴٨ - بابک سپهر ٣۵ ساله در خیابان آزادی با شلیک گلوله جان باخت.
۴٩ - ندا اسدی
۵٠ - امیر کویری . فارغ التحصیل از دبیرستان تطبیقی تهران
۵١ - فرزاد هشتی
۵٢ - امیر طوفانپور، نیازمند تایید
۵٣ - محمد، ١٢ ساله، (نیازمند تایید)
۵۴ - محرم چگینی قشلاقی فرزند میرزا قلي ٣۴ ساله – قطعه ٢۵۶ بهشت زهرا ردیف ١۴۶ شماره ١٣
۵۵ - محمد حسین فیضی فرزند غلامرضا ٢۶ ساله – قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا ردیف ٣١ شماره ٢۵
۵۶ - رامین رمضانی فرزند مهدی ٢٠ ساله سرباز وظیفه در درگیری های هفته دوم پس از انتخابات در تهران به قتل میرسد. جنازه ی رامین که چند روز قبل از جان باختن به عنوان مرخصی از محل خدمت سربازی اش به تهران آمده بود، در حالی پس از یک ماه پیگیری به خانواده وی تحویل داده شد که سه گلوله پیکر وی را سوراخ کرده بود. والدین رامین حتی در مراسم تدفین فرزند خود نیز مجبور بودند تحت نظارت مأموران عمل کنند. محل دفن قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا ردیف ۴۶ شماره ٣٢
۵٧ - سهراب اعرابی ١٩ ساله که در زندان اوین زیر شكنجه جان باخت. سهراب اعرابي ١٩ ساله سال آخر دبیرستان و آماده براي امتحان كنكور در جریان خیزش انقلابی خرداد در ٣٠ خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل مي شود. بعد از پیگیریهاي پي در پي خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوین است,مادر این جوان در روز سه شنبه ١۶ تیر با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظرآزادي فرزندش بود, با وجود این كه این مادر مي دانست كه فرزندش در زندان اوین است ولي خیلي نگران بود و مي گفت مي ترسم بچه ام را بكشند. این مادر عكسي از فرزندش تهیه كرده بود و به هرزنداني كه آزاد مي شد عكس عزیزش را نشان مي داد و از آنها مي پرسید كه آیا او را مي شناسند و یا در زندان دیده اند؟ او ميگفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي كنم جواب نمي دهند و میگویند صبر كن آزاد میشود. این مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اینكه یك دفعه از طرف قاضي مر تضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است.خانواده اش را خبر كنید تا جنازه فرزندشان را تحویل بگیرند........فیلمي از مادر سهراب اعرابي در جلوي اوین كه عكس فرزندش را به یكي از زندانیان آزاد شده نشان میدهد و از او سراغ( http://www.youtube.com/watch?v=S_29VjuRaRA) فرزندش را میگیرد
۵٨ - داود صدری، ٢٧ ساله روز ٢۵ خرداد در جریان تظاهرات میلیونی مردم تهران تیر خورده و به بیمارستان امام علی منتقل میشود. روز شنبه ٣١ خرداد خانواده برای آوردن داود به خانه به بیمارستان رفته که مطلع میشوند فرزندشان درگذشته است. روز یکشنبه ١ تیر در قبرستان بهشت شهدای ملارد دفن میشود. گزارش شده که مقامات جمهوری اسلامی ٣۵٠ هزار تومن بابت پول تیر و ۶ میلیون هم بابت تحویل جنازه از خانواده داود درخواست کرده اند. همچنین گزارشات حاکی از آن بوده که به خانواده داود توصیه کرده اند که اعلام کند داود بسیجی بوده و توسط مردم به قتل رسیده است.
۵٩ - آرمان استخری پور، ١٨ ساله از شیراز که در درگیری های چند روز اخیر(زمان مجروح شدن نامعلوم است) شیراز درمحله ابیوردی مورد اصابت باتوم قرار گرفته و به کما رفته بود. او که به منزل پیرزنی در حوالی درگیریها پناه برده بود روزدوشنبه ٢٢ تیر جان باخت. علت فوت او مرگ مغزی اعلام شده است. پیکر این عزیز جان باخته سه شنبه ٢٣ تیر برابر با ١۴جولای در دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شد. گفتنی است که پزشک آرمان علت مرگ وی را مرگ مغزی اعلام کرد.
۶٠ - سعید اسماعیلی خان ببین، ٢٣ ساله كه بر اثر وارد شدن ضربه به سرش در حوادث تهران كشته شده است، در شهرخان ببین (استان گلستان) به خاك سپرده شده است. (جزئیات دقیق تر هنوز دریافت نشده است).
۶١ - مهرداد حیدری، روزنامه نگار مشهدی کشته شد ، مهرداد نقدهای تندی بر وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی در روزشنبه ٢٠ تیر نوشته بود و نسبت به فشار بر جوانان برای اعتراف گیری اعتراضات شدیدی کرده بود روز یکشنبه ٢١ تیر به طرز مشکوکی در مشهد به قتل رسید . به گزارش سایتهای انترنتی ، حیدری که پیشتر در روزنامه خراسان فعالیت داشت بنا به دلایلی به هفته نامه نسیم مشهد رفت و در آن نشریه در محیطی استانی به نوشتن پرداخت . وی خرداد ماه ، با دعوت روزنامه خراسان رضوی به آن روزنامه رفت و در یادداشت های ثابت روزنامه حضوری فعال به هم رساند . مهرداد حیدری در آخرین یادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در کسب اطلاعاتی ساختگی، این وزرات خانه را محکوم به نداشتن اطلاعاتی کرد که با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد .حیدری در این یادداشت ضمن برشمردن نکات منفی جریانات اخیر ایران، آنها را دستمایه افرادی دانست که همیشه حق به جانب گرفته و بر دفاع از مردم حکایت می کنند.
۶٢ - علی فتحعلیان. محل جان باختن: روبروی مسجد لولاگرمحل سکونت: خیابان رودکی، خیابان شکوفه (خمسه)
۶٣ - ترانه موسوی، دختر جوانی که در تجمع مسجد قبا توسط نیروهای لباس شخصی و بسیجی بازداشت شده بود پس از چندهفته بی خبری سرانجام پیدا شد. از ترانه جز جسد سوخته ای در حوالی قزوین چیزی باقی نمانده است ونیروی انتظامی خانواده او را با تهدید و ارعاب وادار به سکوت کرده اند. ترانه موسوی آخرین بار بنا بر شهادت چند بازداشتی دیگر، آخرین بار در مقر پایگاه بسیج در حین بازجویی دیده شده است. نیروی بسیجی پس از آن این دختر جوان را از دیگر بازداشتیان جدا کردند و به او تجاوز جنسی کردند. ترانه موسوی چندین بار و توسط چندین بسیجی به وحشیانه ترین شکل ممکن مورد تجاوز قرار گرفت. بر اثر شدت جراحات وارده به رحم و مهبل بیهوش شد. بسیجیان که دیدند کار به جای باریک کشیده است بدن نیمه جان او را به بیمارستان امام خمینی کرج بردند به این امید که پارگی ی رحم و مهبل و مقعد او را به سانحه تصادف رانندگی نسبت دهند. دربیمارستان اما با معاینه پزشک معلوم می شود که علت جراحات وارده نه سانحه تصادف بلکه تجاوز جنسی بوده است. نیروهای بسیجی که به شدت سراسیمه و نگران شده بودند با مشورت و هماهنگی مقامات بالاتر خود پیکر نیمه جان و بیهوش ترانه را از بیمارستان خارج می کنند و به کلیه پرسنل بیمارستان دستور اکید می دهند در این باره سکوت کنند وبا احدی صحبت نکنند. پرستاری که نمی خواهد نامش فاش شود اما ترانه موسوی را شناسایی می کند. نیروهای بسیجی او را به یکی از بیابانهای خلوت اطراف قزوین می برند. در همان حال که بی هوش بوده مجدد به او تجاوز میکنند و بعد بر روی تن نیمه جانش بنزین ریخته و او را به آتش می کشند. به امید اینکه کلیه آثار و نشانه های تجاوز را از بین ببرند.
۶۴ - حسن کاظمینی، پدر بزرگ وی به نام علی کاظمینی طی نامه سرگشاده ای به مطبوعات نوشته است: چند روز قبل نوه ١٩ساله ام حسن، به خیابان انقلاب رفت تا به همراه همفكرانش برعلیه حقي كه از كف داده بود، تظاهرات كند. در جمعی كه برای آن مجوز نداده بودند حاضرشد و عواملی به ادعای آنكه تجمع غیرقانونی است با جمعیت حاضر برخورد كردند و حسن دیگربه خانه برنگشت.
۶۵ - آقای معزز ٢٧ ساله یکی از جانباختگانی است که در اعتراضات گسترده و خونین مردم تهران در ٣٠ خرداد ماه شرکت کرده بود. او حوالی میدان آزادی با اصابت گلوله به چشمش جان خود را فدای راه آزادی مردم ایران کرد
۶۶ - محمد کامرانی، طبق گفته خانواده وی، محمد را در حالیکه تقریبا نیمه جان بوده و سراسر بدنش علائم باتوم و شکنجه بوده به تخت بیمارستان بسته بودند تا امکان فرار نداشته باشد . با تلاش خانواده بالاخره می توانند محمد را ازبیمارستان لقمان مرخص و بلافاصله به بیمارستان مهر منتقل می کنند اما در آنجا پزشکان متخصص میگویند با توجه به اینکه عقونت تقریبا تمام بدن را فراگرفته امیدی در بهبود نیست و محمد ظرف کمتر از ٣ساعت در تاریخ ٢۵ تیر جان میبازد.
۶٧ - میثم عبادی، خانواده میثم عبادی از کشته شدن فرزند خود در روز ٢٣ خرداد در فلکه صادقیه تهران خبر دادند. میثم عبادی فرزند عسگر در حالی که از محل کار خود از یک فرش فروشی به خانه بر میگشته در فلکه صادقیه از ناحیه شکم مورداصابت گلوله قرار گرفته و به علت خونریزی بسیار زیاد در خیابان جان باخته است. پیکر این نوجوان ١٧ ساله بعداز طی مراحل قانونی در بهشت زهرا دفن شده است.
۶٨ - رامین قهرمانی، ساکن محله ی شهرآرا پس از حدود ١۵ روز بازداشت، بلافاصله پس از آزادی در منزل دچار تشنج شده وقبل از رسیدن به بیمارستان، جان باخته است. او به خانواده ی خود گفته بوده که در زندان او را از پا آویزان کرده بودند.
۶٩ - محسن روح الامینی، روز ١٨ تیر در جریان درگیری های تهران دستگیر شده بود. به خانواده محسن گفته بودند که به زودی محسن را آزاد خواهند کرد. اما چهارشنبه شب ٢٢ جولای برابر با ٣١ تیر به خانواده اش خبر فوت محسن را داده اند. گزارش شده که نیروی انتظامی برای تحویل جسد محسن از خانواده اش درخواست پول کرده اند. جمعه ٢ مرداد برابر ٢۴جولای مراسم خاکسپاری محسن میباشد.
٧٠ - امیر جوادی فر لنگرودی، ٢۴ ساله دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین که در اعتراض های ١٨ تیرماه در محدوده امیرآباد توسط لباس شخصي ها مجروح و در بیمارستان بستری بود اما پس از بهبودی به زندان اوین انتقالش دادند. گزارش شده که امیر بر اثر شدت ضرباتی که به سر و صورتش زده بودند بتدریج بینایی اش را از دست داده بود. همچنین در اثر شدت ضربات به دنده هایش دچار خونریزی داخلی شده و جان میبازد. بر اساس گزارشات دریافتی امیر در روزی که زندانیان را از کهریزک به اوین می آوردند، در آن فضای تنگ، گرم و درآن هوای خفه کننده و بد ماشین پلیس، تشنج می کند و کم کم از نفس می افتد. ماموران هم بسیار شتاب زده او را از ماشین خارج می کنند و می برند.
٧١ - یوسف صالح، درباره ی او اطلاعات زیادی در دست نیست، تنها برخی از بستگان جان باختگان دیگر تایید کرده اند که یوسف صالح در جریان ناآرامی های پس از انتخابات کشته شده است، اما اطلاعات بیشتری درباره ی او و خانواده اش ندارند.
٧٢ - حسن شاپوری ( دانشجو ) براساس گزارش رسیده از یکی از زندانیان آزاد شده در کهریزک
٧٣ - رضا فتاحی ( دانشجو ) براساس گزارش رسیده از یکی از زندانیان آزاد شده در کهریزک
٧۴ - میلاد .. ،جوانی که توسط صادق یکی از شکنجه گران، شب اول دستگیری اش به باد مشت و لگد گرفته شد و به کما رفت. پس از آن میلاد را با خودشون بردند. ولی دکتر هم بند ما گفت اون از گوش و دهنش خون اومده و متاسفانه مرده. (براساس گزارش رسیده از یکی از زندانیان آزاد شده در کهریزک)
٧۵ - مرتضی سلحشور، (براساس گزارش رسیده از یکی از زندانیان آزاد شده در کهریزک)
٧۶ - مراد آقاسی، (براساس گزارش رسیده از یکی از زندانیان آزاد شده در کهریزک)
٧٧ - محسن انتظامی، (براساس گزارش رسیده از یکی از زندانیان آزاد شده در کهریزک)
٧٨ - امید رضا میرصیافی، (یک وبلاگنویس که در اسفند ١٣٨٧ در زندان در اثر شکنجه جان میبازد)
منبع خبر : هرانا
سوال: آیا درست است که " احمدی نژاد ماموریت دارد جمهوری اسلامی را سرنگون کند." و از چه راهی؟
گزینه اول: بله، از طریق اشتباهات طبیعی که بدون قصد انجام می دهد.
گزینه دوم: بله، ولی ماموریت ندارد، او را در مصر هم بگذارید دولت مصر سقوط می کند.
گزینه سوم: بله، هر کاری به ذهنش می رسد، همان موقع انجام داده و نتیجتا سرنگون می کند.
گزینه چهارم: بله، از بدترین راه.
به نقل از عصر
عزل ، بركناري ، استعفا ، استيضاح ، عدم راي اعتماد و... اينها همه كلماتي هستند كه دراين چهار سال بارها به گوشمون خورده.معلوم نيست با اين وضع اينا خودشون مي تونند آخر و عاقبتشون رو پيش بيني كنند يا خودشون هم نمي دونند دارن به كجا ميرن؟ با خبرهايي كه از جلسات هيئت دولت ميرسه و با دودستگي و اختلاف شديدي كه بين خود آقايون ايجاد شده بايد گفت : اين هنوز از نتايج سحر است...
انتخاب رحیم مشایی به سمت معاون اول رییس جمهور از اول خیلی شبیه ادامه همون سناریوی قبلی به نظر می رسید ، یعنی در ادامه اتفاقات اخیر بیاد یه خبری پخش بشه که حساسیت زیادی ایجاد کنه و در واقع توجه مردم رو از منابع خبرهای قبلی به سمت جدیدی معطوف کنه ، به زبون بهتر حواس مردم پرت بشه. این سناریو گویا قرار بود خیلی طول بکشه ، اما مث اینکه قواعد بازی رو به یه نفر ، درست حسابی حالی نکرده بودن این وسط! خودشون خرابش کردن!
پی نوشت : ۱۷ کشته دیگر در سانحه هوایی مشهد ،تا کی باید شاهد وقایع تاسف بار هواپیماهای ایرانی باشیم؟!!!
بعد ، جالب که نه برام خیلی دردناک بود که بعد از اینکه این دو اتفاق در فاصله تقریبا دو هفته افتاد ، امروز خبر خرید ۴۰۰ هواپیما برای ناوگان هوایی کشور منتشر شد (از خبرگزاری خودشون) ، اول باور نکردم ، گفتم آخه کی به اینا هواپیما میده؟ حتما دور توپولوف رو هم که خط کشیدن دیگه بعد این وقایع. الان اما متوجه شدم این چهارصد هواپیما چند نوع هستند که در بین آنها دو نوع توپولوف وجود داره! پررویی اینا منو کشته ، یعنی از همین الان با یه حساب سرانگشتی ۱۵۰ ضربدر ۴۰۰ ، می تونیم ۶۰۰۰۰ نفر دیگه رو به کشتگان این سوانح اضافه کنیم. این آشغال های روسی رو باید تحریم کرد، فورا!
امیدواری همیشه انقدر حس خوب و قشنگیه که حتی اگه فقط یه احساس باشه و احتمال وقوع اون چیزی که امید بهش بستی کم هم باشه اما باز دلگرمت می کنه، باز یادت میاره که راهی هست ، کاری می شه کرد ، حتی اگه فکر کردن بهش در اون لحظه بلند پروازی باشه. حتی اگه بهت بخندند که با دست خالی می خوای به جنگ غول قصه ها بری ، حتی اگه مسخره ت کنند که قراره مث فرهاد ، تیشه به دست از بیستون بگذری ، حتی اگه بگن دیوونه ای... مهم دل آدمه که خوش می شه ، که شده چند لحظه رها می شه از غم و غصه ای که تلنبار کردی توش... قصه ی دیشب خیلی از ماها همینه ، خیلی ها بهمون خندیدند که اینجوری میخواین با اینا بجنگید ؟ آخه مگه میشه ؟! نشد اما قشنگ بود همون چند لحظه امیدواری من و تجسم وقتی رو که همه جا تاریکه و غول قصه ها چقدر خشمگین از این کار ما ، قشنگ بود تصور شادی مردمی که کاری کرده بودند که نشون بده : " ما بیشماریم " ، ما هر کاری بخوایم می تونیم بکنیم ، با این که نشد ناامید نیستم ، ناراحتم نیستم مخصوصا اینکه از چندجا شنیدم که دیشب به خیلی از واحدهای صنعتی هشدار داده بودند که 8 شب به بعد نباید کار کنند ، همین کافیه ، همین یعنی اینکه ما هستیم ، یعنی ما هنوز هم می تونیم لرزه بر اندام اینا بندازیم ، هر جوری که شده و این ما رو امیدوار می کنه به تکرار همین کارهایی که شاید کوچیک به نظر برسه اما نتیجه ش بزرگ و شیرین خواهد بود.
از دیشب تا حالا دارم این جمله رو با خودم تکرار می کنم :
رفتن ، همیشه رسیدن نیست ، اما برای هر رسیدنی باید رفت.... در بن بست زمین را پرواز به آسمان را بیاموز..
برای من این جمله توی این روزها عجیب امیدبخشه...
امشب همه با هم راس ساعت ۹ شب ، اعتراض آرام و خاموش خود را اعلام مي كنيم.
لطفا اطلاع رساني كنيد
احساس موقت بودن رو دارم ، احساس مسافر بودن ، احساس اینکه قرار نیست اوضاع اینجوری بمونه ، دست و دلم تقریبا هنوز هم به کاری نمیره ، منتظر یه خبرم انگار، یا یه حادثه ، با کوچکترین اتفاقی انگار از جا در می رم ، انگار دلم از جا کنده می شه ، خوب و بدش رو نمی دونم ولی یه چیزی تو دلم می گه این وضع موندنی نیست...
